تبليغاتX
دیگر این پنجره بگشای
مسئله بر سر تغییر جهان است

نیست تردید زمستان گذرد وز پی اش پیک بهار با هزاران گل سرخ بی گمان می آید
آرشيو ماهانه
مطالب قبلي
ديدني ها
هزينه اشغال عراق به دلار
(JavaScript Error)
براي جزئيات بيشتر اينجارا کليک کنيد.


کمپین یک میلیون امضا در اصفهان






به امید آزادی مهرنوش اعتمادی ِ عزیز

جامعه شناسی اقتصادی یا ریخت شناسی ِ اجتماعی

پاره ای از اقتصاد دانان، مارکس را در جلد اول سرمایه و تبیین ِ نظریه ارزش خود، آنجایی که فراتر از "دیوید ریکاردو" که تنها جنبه ی کمی ِ شرایط تولیدی، ارزش مبادله ای و قیمت را مد نظر قرار داده بود، به جنبه کیفی این روابط نیز نظر دارد تا خصلت ِ طبقاتی و اجتماعی آن را تشریح کند، صاحب تئوری "جامعه شناسی اقتصادی" می دانند تا تئوری تحلیل ِ اقتصادی.

این دیدگاه در مورد مارکس، البته خالی از واقعیت نیست، اما در کنار واقعیت انضمامی ِ تحلیل اقتصادی و جامعه شناسی مربوط به آن. در حقیقت شکل و خصوصیت یک جامعه را در تعبیر مارکسی، بیش از همه و شاید تنها روابط تولید مشخص می کند و از آنجایی ...

ادامه مطلب ...

 :: نويسنده: یاسر عزیزی  :: تاريخ: شنبه هجدهم آبان 1387  * موضوع: اقتصاد سیاسی   * لينک ثابت   *  
تکامل تکنولوژیک سوژه زدایی دموکراتیک
نگارنده در جایی مدعی شده است: "لیبرال ها همیشه از خطر گسترش تاثیر دموکراسی بر حوزه های خصوصی ترسیده اند و بر این اساس به دنبال آن بوده اند تا به زعم خویش به "ایمن سازی دموکراسی" بپردازند"*. شکل کامل این سخن چنین است که لیبرال ها از خطر تاثیر دموکراسی بر منافع خصوصی ترسیده اند و بر این اساس به ایمن سازی دموکراسی پرداخته اند. منافع خصوصی در جهان ِ پرداخته ی لیبرال ها مبتنی بر مالکیت خصوصی بر ابزارها و...

ادامه مطلب ...

 :: نويسنده: یاسر عزیزی  :: تاريخ: چهارشنبه پانزدهم آبان 1387  * موضوع: سیاسی   * لينک ثابت   *  
معنای سکوت

علم* سکوت، حیث خیالی ِ عمل مثبت و کنش ذهنی معطوف به آرامش است.سکوت در لغت دم فروبستن است. غالب بر دو امر مسلم؛ یکی سکوت در زبان عامه، دیگری سکوت در خواص مغرور. ربط اول به ادب است و دوم به مصلحت.

علم سکوت ، رهش درونی فهمشگر ِ بی عمل است. حیث منفعل ِ روشنفکرانه ای که همیشه عمل را معلول  ِ خشونت زمان می کند تا در تن ذهن انقلاب و در خود عمل کند.

سکوت به معنای اول سکوت است و در معنای دوم سکون، بل که رخوت. طنز بی مقدار ِ پردازشگران ِ معنای دوم دعوت به سکوت تا عزیمت به حظ ِ خویشتنانه ی ...

ادامه مطلب ...

 :: نويسنده: یاسر عزیزی  :: تاريخ: سه شنبه چهاردهم آبان 1387  * موضوع: اندیشه   * لينک ثابت   *  
مدخلی بر سولیپیسیسم*

همه ما در کودکی "برکلی" بودن را تجربه کرده ایم. این تجربه اگرچه به واسطه ی نقص هستی واقع ثبت نشده اند، اما مخرج مشترک همه ی آن تجارب را "برکلی" یک جا و کامل آورده است.

"من، تنها من هستم."

"سولیپیسیسم" ( Solipisism)، هستی محدود نیست. محدودیت هستی است. تجرید ِ بی واسطه در هواست. شکی در ساحت این حدس فلسفی ورود ندارد. پرتره ی بی خلاف و بی تردیدی که تنها امکان ِ تشکیک در مشخص خود را زایش معنا می داند. معنا بی واسطه خود ذهن است و ذهن قالب هرآنچه اندیشیده و درک می شود. ذهن همه ی آن چیزی که درک می شود ...

ادامه مطلب ...

 :: نويسنده: یاسر عزیزی  :: تاريخ: دوشنبه سیزدهم آبان 1387  * موضوع: اندیشه   * لينک ثابت   *  
آنسوی مذهب در عرصه عمومی*

اواخر قرن بیستم و در واقع پس از فروپاشی شوروی کمونیستی- که ظاهرن نمود برجسته سوسیالیزم بود و فروریختن پایه های ایدئولوﮊیک آن را مترادف با فروپاشی سوسیالیسم تعریف کرده اند- تز معروف "پایان تاریخ" فرانسیس فوکویاما مطرح شد.تئوری انحصار طلبانه ای که حکایت از مساعد شدن زمینه های جهانی ایمان به توحید تئوری سرمایه داری داشت .براساس این تز،لیبرال دموکراسی کاپیتالیستی پیروزمندانه بر فراز همه مدل ها و قالب های مطرح سیاسی ایستاد و تاریخ تنازعات اجتماعی برای نیل به یک الگوی کم نقص حکومتی عملن به پایان رسیده بود.این تئوری فوکویاما در بستری مطرح می شد که شاید ارائه آن از سوی تئوریسین های سرمایه داری انتظار می رفت. بستری ...

ادامه مطلب ...

 :: نويسنده: یاسر عزیزی  :: تاريخ: پنجشنبه نهم آبان 1387  * موضوع: اندیشه   * لينک ثابت   *  
تحديدها بر آزادي مثبت

تحديدها بر آزادي مثبت 

یاسر عزیزی

منبع:http://azizi61.blogfa.com

آزادي در مفهوم محض و كامل خود با لحاظ كردن حريم ديگران اعم از مفهوم آزادي مثبت و آزادي منفي تعريف شده است ، اين هر دو شق آزادي نيز خود عرصه تعاريف و تشريح قرار گرفته اند .

۱- عمومن آزادي را در وجود امكان و شرايط برخورداري از هر عقيده و مرامي تشريح كرده اند . بر اينazadi اساس ، هر فرد در جامعه انساني داراي امكان پيگيري ، تحقيق ، ايمان و باور را به اختيار خود داراست . پس چنين فردي اين حق را مبتني بر آزادي مثبت داراست كه اراده و حمايت اجتماعي از ايدوئولوژي و مرام خاصي را ناديده گرفته ، خود ترجيح خویش را تميز دهد . مشخصن بواسطه ي ترجيح فردي و تفكيك اين حق از امر اجتماعي ، چنين شكلي از آزادي وجه مشترك غالب سيستم ها و ساختارهاي حقوقي-سياسي قرار دارد . چه امكان تحقيق در اين عرصه به واسطه ي استقرار پايه هاي حاكميت دولت ها در عرصه هاي عمومي تر ، براي متوليان تفويض هويت!!! كمتر پيش بيني شده است .شايد درك اين صورت از آزادي با پيش كشيدن صورت ديگر آن روشن تر شود ، آنجايي كه آزادي منفي تعريف و تشريح مي شود .

2- آزادي منفي را آزادي از سركوب ها و تحديد ها تعريف  كرده اند . بر اين اساس زماني آزادي بر مفهوم متكامل تر آن بروز مي كند كه آزادي مثبت به واسطه ي امكان هاي اجتماعي ناشي از آزادي منفي ، امكان تجلي فراتر از فرد را پيدا كند ، بي هراس از تحديد و سركوب آمرانه ي ساختار هاي ذهني و سياسي جامعه و دولت . در نتيجه ي وجود آزادي منفي است كه بيان امنيت مي يابد و پس از بيان امن مي شود . وجه مناقشه ي مدعيان حقوق بشري نيز غالبن بر سر اين صورت از آزادي بوده است . چه صورت پيش گفته را اصولن پوشيده تر از آن ميدانند كه به تحديد ها و سركوب ها هراس آلود شود .

شايد در يك جمله بتوان آزادي مثبت را آزادي عقيده و آزادي منفي را آزادي بيان ناميد . در اين مجال مدعي اين مسئله ميشويم كه جهت ايجاد تعادل ميان اين هر دو آزادي ، نيازمند تبيين يك عنصر ميانجي از حيث انگاره هاي ذهني هستيم . از آنجايي كه اين ادعاي واپسين تا كنون محل بحث معدلان آزادي نبوده است ، پتانسيل آن را داراست كه شك و نقد خواننده را برآورد .  

3- عنصر ميانجي براي تفكيك فوق ، تصور خصوصي بودن مطلق حريم فرد است . اين تصور و وضع مفهوم ذهني كه به واسطه ي قواي مروجين ، الگوي عملي ساختارهاي بيشمار ذهني و سياسي شده است ، فرد را منفرد هويتي تعريف مي كند و جامعه را اساسن فرضي ميداند . به عبارتي براي جامعه هويتي بيش از انتزاع ذهني مستقل از واقعيت قائل نيست . بر اين اساس است كه حريم خصوصي فرد انسان را كاملن مستقل از جامعه نيز تعريف مي كند . رستگاري و رهايي فردي را اصالت مي دهد و جامعه را تنها آنجايي ترسيم مي كند كه انسان بر پايه ي منافعي كه در حريم خصوصي خود تعريف مي كند ، قائل به انتزاع آن مي شود اينچنين است كه جامعه قرارداد ميان انسان ها مي شود . قراردادي انتزاعي!!

از آنجايي كه آزادي در حضور نظم حقوقي دولت موضوعيت پيدا مي كند ، به معيار وجود دولت محك مي خورد . طبق گزاره ي عنصر ميانجي ، دولت هاي آزاد و دموكراتيك !! حوزه فردي را شناسايي نمي كنند . به عبارتي موضوع عمل دولت هاي مذكور حريم خصوصي انسان ها نيست . اين مسئله كه بر پايه ي جداسازي انسان از هويت اجتماعي كلي- انساني اوست آزادي مثبت را بي حضور دولت جاري مي داند و بلكه خود را در جهت تأمين و تقويت آزادي مثبت ، مسئول تضمين آزادي منفي مي داند . بنا براين دولت هاي آزاد و دموكراتيك ، نه تنها حق برخورداري از هر عقيده و مرامي را براي فرد قطعي مي دانند ، و نه فقط خود را مخل و مانع آزادي منفي نمي دانند، كه وظيفه خود را بر جلوگيري از تحديد و سركوب آزادي افراد تعريف مي كنند و دولت هايي را غير آزاد و غير دموكراتيك ميدانند كه آزادي منفي را سلب ، و سركوب تجلي غير را تمكين مي كنند . اسطوره ي حريم خصوصي فرد نبايد دستخوش ترديد و تهديد شود . بنابراين طبيعتن آزادي مثبت عمق خصوصي فرد است تا چنگ دولت آن را تجربه نكند .

نقد فرد منفك از هويت اجتماعي و سامان دولت هاي استثمار محور بر بنيان چنين گزاره ميانجي  را به وقتي ديگر مي گذاريم ، تا درك مفاهيم فوق را بر معيار ساختارهاي فرد گرا به عرصه مصاديق در عرصه جامعه كنوني خود بكشانيم .

اگر قائل به وجود دو ساخت سياسي به عنوان پايه شكل ها و مدل ها ي دولت باشيم ، جامعه ما همواره دولت تك ساخت (unitize) را بر سر خود تجربه كرده است . اگر چه شكل هاي دموكراتيك دولت هم بر بستر هاي تك ساخت و هم بستر هاي فدرالي سوار ميشوند ، اما مدل هاي استبدادي ، ديكتاتوري و تماميت خواه هماره بر بستر هاي تك ساخت ، تمركز گرا و يگان ساز استوار بوده اند . دقتي در ساحت دولت در جامعه ما نشان مي دهد جز در موارد معدودي كه عمدتن دوره هاي آشفتگي سياسي بوده است همواره شكل هاي استبدادي ، شبه استبدادي و يا ديكتاتوري هاي تماميت خواه مدلي بوده اند كه بر فراز جامعه تدبير واقعيات مردم را به نفع مصالح ساختي انجام مي دادند .

در طول تاريخ 150 ساله اخير كه فكر آزادي در ذهن عمومي رسوخ كرده است ، آزادي منفي هرگز تنفس عميق و ممتدي را تمرين و تجربه نكرده است . با اينهمه در دوره هايي چون تحويل جايگاه سلطان و تشويش هاي  ساختي دولت ،تظاهرات و تجلياتي از آزادي منفي را شاهد بوده ايم كه هماره دولت مستعجل بوده است . چنين وضعيتي را حتي در مقاطعي از دوره قدرت گيري اصلاح طلبان درون ساختي  ايران  شاهد بوديم كه علي رغم گزينشي بودن آن آزادي ، گاهي قابل مشاهده بود .

اما آنچه اين روز ها چه در محافل عمومي و چه حوزه هاي آكادميك شاهد آن هستيم ، فارغ از گستاخي در سركوب آزادي منفي و جواز سركوب تجلي اجتماعي و انساني انديشه غير خودي !!! چنگ اندازي به آزادي هاي مثبت به مثابه تفتيش عقايد قرون وسطايي بلكه ، ديجيتال و تكنولوژيك شده و بالنتيجه شديد تر شدن آن بوده است ، اگرچه اصل 23 قانون اساسي جمهوري اسلامي علي الظاهر آن را محكوم و منع نموده باشد ، اما بسياري را باور بر آن است كه قانون ميتواند پوشش رنگين هر باور غير انساني باشد .

احضار دانشجويان و تهديد آنان به مكتوب كردن منويات و اعتقادات دروني و تكذيب شائبه و احتمال هر نوع گرايش شخصي و اجتماعي ، افزايش قطر كتاب محروميت ها ، اخراج ها و برخورد هاي عقيدتي با دانشجويان از يك سو و باورمندان به انديشه هاي غير رسمي از سوي ديگر ، همه وهمه حكايت از هيمنه چنگال هاي دولت حتي بر سر آزادي هاي عصر كنوني دارد . اين در حاليست كه همين آزادي تحديد شده بواسطه ي ساخت هاي سركوب گرا ، محل مناقشه ي باور مندان به چارچوب هاي انساني تر جهت گسترش انساني آن در جهان غرب بوده است.جایی که می توان گفت با تجزیه انسان به نیازهایش،آزادي مورد اشاره در آغاز سخن را به وی تفویض کرده اند تا ماهیت زوال هویتش را زیر سایه ی آن آزادی بپوشانند. با اینهمه حتا چنین شکلی از آزادی نیز در جامعه ما تجزیه مجدد شده و جزء به جزء سرکوب می شود.

 

 :: نويسنده: یاسر عزیزی  :: تاريخ: یکشنبه پنجم آبان 1387  * موضوع: سیاسی   * لينک ثابت   *  

عكاسباشي داش افشين



صفحه اصلي | آرشيو | تماس با ما | آرشيو صوتي | کتابخانه وبلاگ | از ديگران | کپي برداري از مطالب اين وبلاگ تنها با اجازه و ذکر منبع مجاز مي باشد