شايد بتوان گفت يكي از مهمترين و پررونق ترين حوزه هاي مطالعاتي ، تحقيقاتي و مباحثاتي جامعه شناسي در دهه آخر قرن بيستم ، حوزه مستعد جهاني شدن و جهاني سازي بوده است . بر اين اساس سعي شده است در سه بخش به شرح مفهوم جهاني شدن،نقش نهادهاي جهاني اقتصادي در جهاني شدن و بالاخره نتايج جهاني شدن كنترل شده توسط سازمان هاي جهاني اقتصاد بپردازيم.
مفهوم جهاني شدن:
اگر چه به زعم پاره اي از انديشمندان جهاني شدن مفهومي است نو و متعلق به سه يا چهار دهه اخير كه پيدايش آن به سال ١٩٦٠ برمي گردد(١) اما در صورت برخورداري از يك بينش تاريخي مبتني بر خاصيت تكاملي تاريخ و جامعه، مي توان مدعي شد كه جهاني شدن فرايندي نيست كه روي يك ميز شام و با يك سخنراني بنيان گذارده شده باشد، بلكه از لحاظ تاريخي به آغاز دوران فئوداليته در سلسله دوران تاريخي اجتماع برمي گردد. با امحاي تاريخي دوران بسته و محدود برده داري كه متناسب با ساخت اقتصادي اين دوره حداقل ارتباطات انساني ...
::
شخصيت اقتدارگرا - اريش فروم
::
سیاست جهانی شدن( پیر بوردیو نرجمه پرویز صداقت)
::
الگوی نولیبرال و سیر قهقرایی پزشکی ایران - ناصر فکوهی
::
از نئوکلاسیک های راست گرا تا نئوکلاسیک های چپ گرا/محمد مالجو
::
روششناسی مارکس / سعید رهنما
::
شباهت های میان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد- ابراهیم نبوی
::
ژیژک،پسامدرنیسم و لباس نوی امپراطور
::
نقد لایحهی هدفمندسازي يارانهها / کامبیز لعل
::
بیماری هلندی ـ بیماری ایرانی؟ / احمدسیف
::
تئوريهاي مارکسيستي پيرامون سرمايه داري دولتي - فريدا آفاري
::
ادامه - مقالات ديگران...
Copyright © 2008 All rights reserved © Power By: Admin