بى بى سى
راديو فردا
صداي آلمان
صداى آمريکا
نگارنده در جایی مدعی شده است: "لیبرال ها همیشه از خطر گسترش تاثیر دموکراسی بر حوزه های خصوصی ترسیده اند و بر این اساس به دنبال آن بوده اند تا به زعم خویش به "ایمن سازی دموکراسی" بپردازند"*. شکل کامل این سخن چنین است که لیبرال ها از خطر تاثیر دموکراسی بر منافع خصوصی ترسیده اند و بر این اساس به ایمن سازی دموکراسی پرداخته اند. منافع خصوصی در جهان ِ پرداخته ی لیبرال ها مبتنی بر مالکیت خصوصی بر ابزارها و امکانات ِ تولید و در نتیجه بهره وری بی رنجِ ِ سرمایه ی تولید شده از کار دیگران است.
ایمن سازی دموکراسی معطوف به حفظ همین وضع است. حال این ایمن سازی چگونه صورت می گیرد؟
انتخابات رییس جمهوری ِ ایالات متحده، پس از حدود دو سال فضاسازی و تبلیغات ِ گسترده و پردامنه به انجام رسید. شکل عمل تبلیغی ِ مبتنی بر اقتدار و توانمندی رسانه ای در این انتخابات، مستقیمن توانفرسایی ذهن ِ مخاطبین و مردمی را که باید مصالح خویش را در این چرخه ی مبهم دموکراتیک تمیز دهند هدف قرار داده بود.
دموکراسی آنجایی که فرد را به صورت منفرد، حایز توان تمیز مصلحت اجتماعی می داند، رشته ی حیات را در وی با دیگران محکم تر می کند. این همراهی و ترکیب انسانی، مطلقن بر هیجان و تهییج استوار نیست. دموکراسی زمانی محصول خود را مبتنی بر ماهیت انتخاب کنند گان عینی می کند، که انتخاب کنندگان در مقام تشخیص و به عبارتی سوژه ی بینا و انتخاب گر برآیند. دموکراسی لیبرالی هرچه متکامل تر شد، از این اصالت ِ دموکراسی دورتر شد و هرچه تکنولوژیک تر شد، بی رحمانه تر فرصت های پردازش انسانی را از انتخاب کنندگان گرفت. گواه ِ ناظر بر این ادعا، انتخابات ایالات متحده با قدرت عظیم رسانه ای و پروپاگاندای ِ گسترده ی سرمایه سیرت بود که خود را تا واقعیتی به نمایندگی ِ " بیناژانریت" ارتقا داده است ، چندان که ژانرهای مختلفی از مدیا و ابزارهای گوناگون، تسلیم و کنترل ِ ذهن عمومی و فردی را هدایت می کرد. در چنین فضایی است که دموکراسی لیبرالی، به مدد تکنولوژی ِ پیشرفته خود، هرچه قویتر به سوژه زدایی از کنشگران ِ حاشیه ای ِ سیاست عصر سرمایه داری مبادرت می کند.
این سوژه زدایی که در بسیاری جهات به ترس ِ "دوتوکویلی" از آتمیزاسیون ِ انسانی در دموکراسی، قرابت مفهومی پیدا می کند، هرگز اما با آن دلهره فاضلانه یکی نیست. آنجا جباریت اکثریت را پیشاپیش، قرینه ی لطف سخن خود کرده بود( اگرچه نقد وی بر دولت سزاوار ستایش و دقت است) اینجا اما، اصولن اکثریت، واقعیت ِ عملی ندارند. چه سوژه زدایی از انسان به معنای اخیر، ایشان را به جای اندیشنده ی پیشینی، به ممیز اندیشیده ها تنزل داده است.
نتیجه آن که شکل هدایت ِ رفتار عمومی در انتخابات ایالات متحده، وجوه مشترکی با دموکراسی دینی جمهوری اسلامی با شاخص ِ "احمد جنتی" و دستگاه ِ تابعه ی وی دارد. باور اگر نمی کنید، قدری تامل کنید تا به مفهوم ایمن سازی دموکراسی برسید. سوژه زدایی دموکراتیک، همان ایمن سازی دموکراسی است.
چهارشنبه: ۱۵ آبان ۸۷
............................
*. از لینک: http://azizi61.blogfa.com/post-3.aspx
::
شخصيت اقتدارگرا - اريش فروم
::
سیاست جهانی شدن( پیر بوردیو نرجمه پرویز صداقت)
::
الگوی نولیبرال و سیر قهقرایی پزشکی ایران - ناصر فکوهی
::
از نئوکلاسیک های راست گرا تا نئوکلاسیک های چپ گرا/محمد مالجو
::
روششناسی مارکس / سعید رهنما
::
شباهت های میان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد- ابراهیم نبوی
::
ژیژک،پسامدرنیسم و لباس نوی امپراطور
::
نقد لایحهی هدفمندسازي يارانهها / کامبیز لعل
::
بیماری هلندی ـ بیماری ایرانی؟ / احمدسیف
::
تئوريهاي مارکسيستي پيرامون سرمايه داري دولتي - فريدا آفاري
::
ادامه - مقالات ديگران...
Copyright © 2008 All rights reserved © Power By: Admin