تبليغاتX
دیگر این پنجره بگشای
مسئله بر سر تغییر جهان است

نیست تردید زمستان گذرد وز پی اش پیک بهار با هزاران گل سرخ بی گمان می آید
آرشيو ماهانه
مطالب قبلي
پيوند با سايت ها
لوگوي نشريات

ديدني ها
هزينه اشغال عراق به دلار
(JavaScript Error)
براي جزئيات بيشتر اينجارا کليک کنيد.



آمار و عضويت




- براي اطلاع از اضافه شدن مطلب جديد در خبرنامه عضو شويد .





Powered by WebGozar

Yasser Azizi
Yasser Azizi
http://azizi61.tk

به امید آزادی رفقای دربندمان؛ محسن پریزاد مقدم و علی مشمولی در کنار دیگر اسرای دربند استبداد

تشخیص درست آقای ازغدی
جنبشی بمثابه ایدز

منبع:  http://azizi61.blogfa.com

"يكي از مسوولان نيروي انتظامي به من گفت: خانم هاي مانكن با مدهاي عجيب و غريب از پاساژها و مغازه هايي كه با خارج و دنياي مد در ارتباطند پول مي گيرند كه با لباس هاي آن چناني و براي تبرج جنسي بروند توي خيابن هاي تهران بچرخند تا همه ببينند و عادي شود و الگوسازي شود. مثل دوران كشف حجاب..البته مردهاي ايراني زودتر از زنان ايراني تحت تاثير غرب قرار گرفتند و كمتر مقاومت كردند. همه ما لباس هاي غربي پوشيده ايم به غير از علما. از نظر غربي ها هر زن مذهبي متعصب است و خودش يك بمب است. براي غلبه بر مسلمانان بايد زنان و دخترانشان را وادار كرد كه دامن كوتاه بپوشند. نخست وزير سابق اسراييل مي گويد آمريكا به جاي بمب بايد سر مردم عراق و افغانستان لباس هاي نيم لختي و برهنه بريزد. راه همين است و ديگر احتياجي به بمب نيست. بعد از انقلاب اين قضايا متوقف نشد. در دهه 70 كساني با پول بيت المال و از طريق نفوذ در دستگاه ها و گاهي به دست آدم هاي نادان بازي خورده كار ترويج دستورات سازمان ملل و نهادهاي استعماري غربي در مباحث حقوقي و اخلاقي پيش بردند. برخي با پول جمهوري اسلامي در مدارس و شهرستان ها همين فرهنگ سكولار ضد شرافت زن را تحت عنوان مدرن كردن زنان ترويج كردند. هدف فروپاشاندن خانواده، سكولاريسم اخلاقي و حقوقي، فساد اخلاقي و ... بود. به زنان در روستاها آموزش دادند كه زن ايراني حقوقش را نمي شناسد و جز حقوق و آموزش ها گفتند ساك فرار از خانه هميشه بايد آماده باشد.مقابله با ايدز را آموزش دادند. در ايران ايدز كجا بود. شما همتون ايدزين و در راه ايدز هستيد يا مبتلا بودين و در آينده مبتلا مي شين.به ملت ما چه مربوطه اين مقدار ايدزي هم كه آمده مربوط به آنهايي است كه رفتن و آمدند.وگرنه اينجا كي مي دونه ايدز چيه. ايدز به ايراني چه مربوطه.چرا در مدارس كلاس آموزش ايدز مي گذاريد؟"

متنی که در آغاز این نوشتار آمد،بخش هایی از سخنان ِ حکیمانه "استاد رحیم پور ازغدی،حسن" نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شورای عالی انقلاب فرهنگی و استاد مسلم رادیو – تلویزیون دولتی ایران است که از فیلم فرمایشات ایشان پیاده و نقل شده است.

اگر اشتباه نکرده باشم،حدودن 2 سال پیش نیز،در چنین روزهایی بود که تلویزیون جمهوری اسلامی در پی پخش کم سابقه و گزینشی مدافعات"خسرو گلسرخی" در دادگاه نظامی ِ رژیم پیشین، سخنانی از همین استاد!فاضل – حسن ازغدی – پخش کرد تا تفسیر ایشان از علل گرایش جوانانی چون "مسعود احمدزاده" و "امیرپرویز پویان" به اندیشه چپ و مارکسیسم و شاید به تعبیر پدربزرگ ایشان(علل گرایش به مادیگری)را مطرح کرده باشد.در این مجال البته فرصتی در پرداخت ِ به آن تفسیر فاضلانه نیست، در عین حال موضع اخیر ایشان را نیز از حیث پاره ای گزاره ها که بی شک در پشت این جملات قصار نهفته اند می گشاییم، چه در خور چنین سخنانی پرداختی از جنس پردازش های ایشان، دون شان قلم و کلام است.

 

سخنان آقای استاد!را بواسطه ی جهات مختلفه ی فضل و فهم ایشان می توان بر مدل های مختلف فلسفی – تبیینی!!سوار کرد.به هر روی ایشان تئوریسین نظام و فیلسوف سیاسی ِ نوظهوریست که احاطه ی کافی بر امور نظری و انطباقات صوری داشته، به تمثیل و اشاره سخن می راند. هم از اینروست که سخنان ایشان، ولو پر از نشانه های عینی، خالی از رازوری های ذهنی – فلسفی نیست.

آنچه در پیرامون فعالین حقوقی – اجتماعی جنبش زنان بیان نموده است، بی ترید از موضع قیاس اندیش ایشان، اصالتی است که از جمع گرفته، به جزء ساری کرده است. در حقیقت صدور قانون از صورت ِ حاصل از تحصیل و تعریف ذهن به جهات ِ محسوس و واقع است. با این یقین منطقی در مورد ایشان،استاد! با چنین مشخصه هایی باید دیده شود:

1. ایشان از موضع تئوریسین نظام، موظف به تشخیص صحیح می باشد.

2. مهندسی نظری ایشان در کنار خود، آسیب شناسی کل ساختار نظام را می طلبد.

3. ایشان نظام موجود را از موضع ِ صحی و مطلوب می بیند.

4. همچنان که تسری یک مفهوم از ساختاری فیزیولوژیک به ساختاری نظری – اجتماعی، نیازمند جرح و تعدیل ِ مفهوم با کارکرد آن مفهوم مد نظر است، تفسیر بیان کسی چون استاد!ازغدی، توسط دیگری که نه تنها نفعی در ساختار جستجو نمی کند، که حتا مبتلای به نوازش هایی نیز هست، نیز مستلزم تاویل مطلوب است.

5. ایشان به درستی و از موضع آسیب شناسانه ی خود،کارکرد مشابه"جنبش زنان"(و هر جنبش اجتماعی – مدنی دیگری) را در ساحت ساختار سیاسی با ریخت معیوبِ ساختار موجود تشخیص داده اند.

 

با این پیش فرض ها، می توان به سراغ تفسیر سخن استاد! ازغدی رفت.

بیماری ایدز به واسطه ی ویژگی های چندی قابل بررسی است:

الف: این بیماری ِ ویروسی، مشخصن از بیماری های وارداتی است.

ب: ایدز به واسطه ی نوع و شکل تاثیر، در زمان خود را بروز می دهد. بعبارتی طی یک فرایند بعضن طولانی مدت علائم خود را بروز می دهد. به همین دلیل می توان آن را زمانمند نامید.

ج: بسیار اساسی و قدرتمند عمل می کند.

د: بیماریی خونی است که با از بین بردن سیستم دفاعی بدن، فرد را آسیب پذیر می کند.

ه: بیماریی است کشنده.

بی تردید با توجه به نکته ای که پیشتر آمد، یعنی تغییر و تاویل ِ مفهوم و یا کارکرد مفاهیم در نتیجه ی انطباق یا بکارگیری در ساختارهایی غیر از محیط و ساختار ِ کنش اصلی خود، تنها بر آن دسته از ویژگی های بیماری ایدز اشاره شد که قابلیت انطباق با محیط موضوع جدید را داشته باشد.

جنبش زنان ایران اگرچه با دقت ِ نظری، به اوان ِ مشروطیت نیز قابل تسری است، اما دوره ی جدید این جنبش و بویژه شکل خاصی از آن که در کمپین یک میلیون امضا نمود پیدا کرد، بیشتر مورد نظر "استاد! ازغدی" بوده است و اتفاقن بر اساس ویژگی های ِ همین جنبش تازه است که"جناب استاد"
دست به انطباق مفهومی زده اند. ویژگی هایی چون:

 

الف: جنبش برابری طلبی ِ زنان، چون همه ی جنبش های حقوقی ِ ایران دخلی به واقعیات و سوابق داخلی ندارد و در حقیقت به مانند همه ی جنبه های حقوقی – اجتماعی ِ جامعه ایران، منشا خود را وارداتی و متاثر از دست آوردهای حقوقی ِ انسان اومانیست در غرب می داند. پس جنبه ی وارداتی آن بارز است. اما این مسئله نیازمند استعداد کنشگران و محیط عمل آنها نیز بوده است و خوب می دانیم امثال "استاد!" چه میزان با اومانیسم و سکولاریسم بعنوان پایه های اساسی مدرنیته، سر ناسازگاری و عناد دارد.

ب: جنبش زنان از آنجا که در زمره ی جنبش های مدنی قرار می گیرد، جهت تاثیر گذاری بیشتر و عمیقتر، نیازمند طی زمان و به اعتباری از دسته ی کنش های اجتماعی ِ زمانمند است.

ج: به واسطه ی حوصله و تحمل فعالین در نتیجه ی درک زمانمندی ِ کار، تاثیر عمیق تر، اساسی تر و قدرتمند تری نسبت به کنش های دفعی دارد.

د: در یک ساختار نابرابر و نامطلوب، می تواند در پی تعمیق خواست ها و تلقیات ِ خود در میان عموم جامعه، بدنه و اساس ساختار را بگونه ای قابل توجه متزلزل و تاثیرپذیر کند. بصورتی که پس از مدتی از درون ساختار نیز همراهی هایی با جنبه های خاصی از خواست ها دیده می شود. (ضعف سیستم دفاعی)

ه: این گزاره ی انطباق، بسیار هول انگیز است. در حقیقت همراهی و همکاری ِ با جنبش های مدنی و اجتماعی، در کنار باور به تاثیرگذاری ِ عمیق و موثر آنان، نیل به گذار ِ اخیر را نیز مد نظر قرار می دهد. اگر ساختاری معیوب، مایل به انطباق خود با واقعیت ِ قدرتمندی چون برابری خواهی نباشد، هرچند تمام قد در برابر موج انسانی برابری خواهی بایستد، بی گمان مبتلای به کشندگی ِ جنبش مدنی خواهد شد.

جنبش مدنی و اجتماعی بواسطه ی چنین ویژگی هاییست که کسی چون "جناب استاد!" را مصمم ِ به چنان برداشت ها و بیان آن می کند، اما جهت مخفی کردن ِ لرز و ترس ِ عمیق که بر صورت و وجود ایشان نمایان است، راهی جز گم کردن ِ هراس اصلی در فرافکنی ِ اینچنین نمی یابد، تا آنچه از کلیت جنبش به درستی برداشت کرده است را به اجزای جنبش تسری دهد.

 

"ایدز" نشانه ی یک بیماری است، نشانه ها اختیاری اند و تنها جهت ِ تمایز میان مفاهیم مشابه، بر آنان اطلاق می شوند. مثلن "حسن رحیم پور ازغدی" نشانه ایست که برای ایجاد تمایز میان وی و سلفش "عبدالکریم سروش" بکار می رود، تا میان مفهوم هر دو که "تئوریسین نظام" نامیده می شده اند، تمایز ایجاد کند. هم از اینروست که نشانه را قرارداد گفته اند. یعنی قراردادیست. نشانه ها تنها در ساختاری خاص، مفهوم ِ خاصی را نمایندگی می کنند. اما بیرون از آن ساختار، می توانند پاره ای از همان ویژگی ها را بر موضوع جدید منطبق کنند. بر این اساس در تلقی استاد! جنبش زنان با کارکردهایی شبیه بیماری ایدز، خطری برای نظام محسوب می شود. اdن مسئله و موضع اینچنینی از سوی امثال "ازغدی" و کل سیستم که تا همین روزها به شدت جنبش های مدنی را سرکوب می کنند، امری بدیهی و البته نشان از قدرتمندی ِ جنبش زنان بوده است. شاید در این مجال، بتوان جهت درک "ازغدی" را به سمت کسانی تغییر داد که از موضع مثلن" مخالف ساختار موجود"، جنبش های مدنی از جنس"کمپین" را به اوصاف مختلف متصف کرده، بخشی از ایدئولوژی ِ خاصی تعریف می کنند تا به زعم خویش عقیم بودن آن را افشا کنند، بی آنکه معیاری برای تاثیر خود در محیط اجتماعی و مدنی جامعه به دست دهند.

 

باری ایدز نامیدن جنبش های مدنی ِ اجتماعی از سوی کسی چون "ازغدی" می تواند سند افتخار دیگری باشد در کنار ِ افتخارات این جنبش ها، با این ادعا که اگر در پیشبرد خود موفق نمی بودند، چنین تاثیرگذار بر رخ ِ فیلسوفی! چون ازغدی سایه نمی افکندند... .

 

 :: نويسنده: یاسر عزیزی  :: تاريخ: یکشنبه سیزدهم بهمن 1387  * موضوع: اجتماعی   * لينک ثابت   *  

عكاسباشي داش افشين



صفحه اصلي | آرشيو | تماس با ما | آرشيو صوتي | کتابخانه وبلاگ | از ديگران | کپي برداري از مطالب اين وبلاگ تنها با اجازه و ذکر منبع مجاز مي باشد