منبع: http://azizi61.blogfa.com
پيش از ورود به عنوان مطلب، پيش كشيدن يك پرسش راه گشاست؛
براستي آيا چنين تعبيري كه در عنوان مطلب آمده است، نوعي به ابتذال كشيدن يك جنبش اصيل
اجتماعي نيست؟
1. بسيار شنيدهايم كه در دنياي امروز، ورزش به طور عام و فوتبال به طور خاص به يك صنعت بزرگ تبديل شدهاند. صنعتي كه اگر بعد تجاري – مالي را نيز بر آن بيفزاييم، باز هم مقصود را مراد كردهايم. اين مهم در كشور ما كه نه تنها بار سياسي كه به شدت بار ايدئولوژيك هم بر آن افزوده مي شود، پيچيده تر و گاهي مشمئز كننده نيز ميشود. سعيدلو – رييس كنوني سازمان ورزش جمهوري اسلامي – سه سال پيش در يك برنامه زنده تلويزيوني، در پاسخ به پرسش مجري برنامه كه از واگذار كردن دو باشگاه بزرگ پرسپوليس و استقلال پرسيده بود، اينچنين گفت: " اين دو باشگاه پتانسيل هاي فرهنگي – اجتماعي و حتا سياسي زيادي دارند و دولت به راحتي از آن ها دست برنميدارد." (نقل به مضمون)
اين پاسخ در حقيقت اعتراف بزرگي است. در واقع فوتبال به شكل ويژه اي نه تنها محل تقليل هيجانات گسترهي عمومي به امري مشخص و قابل كنترل و مديريت است، بل كه عرصهي مهمي است جهت بهرهبرداري و سوء استفادهي قدرت براي نيل به كنترل اجتماعي نامحسوس.
2. اين شكل نمادين تهييج و تخليهي عمومي، در سال جاري فوتبال ايران ، با ورود تيم "تراكتورسازي تبريز" شكل ديگري به خود گرفته است. سيل عظيم جمعيتي كه به گاه مسابقه اين تيم فوتبال به سوي ورزشگاه جاري ميشود، در هيبتي كه همهي علاقه مندان به فوتبال را در بهت و اعجاب فرو بردهاست، به هيچ عنوان نمي تواند دال بر يك هيجان صرف ورزشي باشد. در حقيقت "تراختور" رفته رفته فرياد مردمي شده است، كه خوش دارند تريبوني قويتر براي فرياد كردن هويت خود بيابند. تشخص هويتي به ابزاري نمادين چون فوتبال، بيانگر اين مهم است كه عرصهي نمادين جهت عكس به خود گرفته است و نمود ابژهگوني چون فوتبال و مجموعهاي از عناصر تشكيل دهنده آن(از قبيل بازيكن، مربي، تاسيسات و امكانات مادي ِ ديگر و بويژه هواداران)، هرچه بيشتر به سمت سوژه شدن پيش مي روند تا اين دال نمادين، جهت مفهمومي خود را تغيير يافته ببيند. "تراختور" به راستي اين روزها، صورت نمادين وحدت قوم(ملت) آذربايجان شده است. كانون وحدت پرورده شدهاي كه برون داد مفهومي اش، چيزي جز ميل به نمود و بازنمود هويت و هستي هويتي مردم آذربايجان نيست. كانون وحدتي كه به رغم تجميع اغيار، صورت نمادين وحدت مردمي است كه به هزار و يك رنگ و دگنك، از يكديگر محروم و مهجور ماندهاند.
3. در چنين شرايطي است كه ورزش و به ويژه فوتبال، هرچه بيشتر سياسي شود، نه تنها ايرادي در خود نمي بيند كه پاتكي است به بهرهبرداري هميشگي صاحبان قدرت و انتفاع از اين عرصهي نمادين تهييج عمومي به شكلي شديدن ابزار گون و در جهت تسطيح مسير بهرهوري سودگرايانهي خود.
آذربايجان كه اينك در دال پر طنين ِ پديده اي به نام "تراختور" فرياد مي شود، هويتي است كه در چهار ماه اخير از جنبش كنوني مردم ايران دريغ داشته شده است. اميد كه اين فصل نمادين، راه به نتايج مهمي بيابد كه هم ايران و هم آذربايجان از آن منتفع شوند.
_________
نكته: تحليل چنين موضوعي به صورت تفصيلي نيازمند صرف توان و فرصت ديگري است كه اميدوارم دوستاني كه علاقه مند به اين حوزهاند در راستاي آن قلمي بزنند.
::
شخصيت اقتدارگرا - اريش فروم
::
سیاست جهانی شدن( پیر بوردیو نرجمه پرویز صداقت)
::
الگوی نولیبرال و سیر قهقرایی پزشکی ایران - ناصر فکوهی
::
از نئوکلاسیک های راست گرا تا نئوکلاسیک های چپ گرا/محمد مالجو
::
روششناسی مارکس / سعید رهنما
::
شباهت های میان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد- ابراهیم نبوی
::
ژیژک،پسامدرنیسم و لباس نوی امپراطور
::
نقد لایحهی هدفمندسازي يارانهها / کامبیز لعل
::
بیماری هلندی ـ بیماری ایرانی؟ / احمدسیف
::
تئوريهاي مارکسيستي پيرامون سرمايه داري دولتي - فريدا آفاري
::
ادامه - مقالات ديگران...
Copyright © 2008 All rights reserved © Power By: Admin